مثلثات مسطحه را؛ و جدولي از وترها را محاسبه كرد، و تصاوير استريوگرافي را (در ترسيم نقشه) به كار گرفت. او تقديم اعتدالين را كشف كرد، و اين به وي امكان داد كه سالهاي اعتدالي و نجومي را از هم تميز دهد. او زيجي از 850 ستاره ترتيب داد، و در سال 134 يك نو اختر را رصد كرد. يك سنگنبشتهٴ نجومي از حوالي همان ايام در رودس به دست آمده است.
تمايز شديدي را كه ميان علم چيني و يوناني وجود داشت، به هيچ طريقي نميتوان بدان روشني نشان داد، جز از راه مقايسه ميان نظام بسيار كارآمد و استادانهٴ هيپارخوس با نظريات معاصر جوانترش لو هسياهونگ، يكي از محاسبهكنندگان تقويم چيني سال 104.
4. فيزيك و فنآوري هلنيستي و چيني. راهي را كه به وسيلهٴ كتسيبيوس در مكانيك هموار شده بود، تعدادي از صنعتگران دنبال كردند. بدبختانه زمان حيات آنان دقيقاً مشخص نيست. فيلون بوزنطي، كه ماشينهاي بادي زيادي اختراع كرد، و احتمالاً فنربندي موسوم به كاردان را؛ آتنايوس كتابي دربارهٴ ماشينهاي قلعهكوب نوشت، و هرمودوروس در روم تعميرگاهي براي كشتيها ساخت.
چئائو تسئو، سياستمدار چيني، كه در اثناي 156 تا 141 برآمد يك زلزلهبين اختراع كرد. امكان دارد كه مطالعهٴ آثار تائويي آن عصر، از قبيل آثار هوائي آن تسه اطلاعاتي دربارهٴ نظريات فيزيكي و شيميايي چينيان فراهم سازد، ولي آغاز هر كاري در اين زمينه منوط به چاپ متون انتقادي است.
5. جغرافياي هلنيستي و چيني. هيپارخوس جغرافياي اراتوستنس را اصلاح كرد و موقعيت جغرافيايي تعدادي از اماكن را معين ساخت. از سوي ديگر، آرتميدوروس افسسي (102) كوشيد تا فواصل اماكن مختلف را تعيين كند و به جغرافياي طبيعي توجه زيادي مبذول داشت.
چانگ چئين به مغرب سفر كرد و تقريباً به درياي خزر رسيد و اطلاعاتي دربارهٴ ممالك باز هم غربيتر به دست آورد و راه مناسبات منظمتري را ميان چين و روم شرقي هموار ساخت(
115-126).
6 . گياهشناسي چيني، كارتاژي، رومي و هلنيستي. يكي از نتايج مهم مأموريت چانگ چئين در مغرب، وارد كردن گياهان مختلف آسياي مركزي به چين بود، مخصوصاً يونجه و تاك.
يك رسالهٴ كارتاژي مربوط به زماني مجهول و منسوب به ماگو، اندكي پس از انهدام كارتاژ (146) به فرمان سناي روم، از زبان كارتاژي به لاتيني ترجمه شد. اين اثر بهطور وسيعي مورد استفادهٴ نويسندگان لاتيني قرار گرفت. آتالوس سوم، شاه پرگاموم از 138 تا 133، نيز رسالهاي دربارهٴ كشاورزي نوشت.
7. طب يوناني. آتالوس سوم، به دلايل شخصي، مخصوصاً به گياهان سمي علاقهمند بود، و او را بايد يك زهرشناس دانست. در اواخر قرن، دو پزشك برجسته برآمدند: دمتريوس آپاميايي متخصص مامايي، و هگتور جراح؛ هر دوي آنان دربارهٴ فن خويش رسالههايي نوشتند، ولي تنها قطعاتي از آنها باقي مانده است.